رشيد الدين فضل الله همدانى
12
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )
فصل دوم در معرفت مساحت معمورهء زمين و مفروز گردانيدن زمين هند و ما پيش از اين تقرير وضع اقاليم هفتگانه و صورت معمورهء زمين كه مساحت آن به براهين هندسى و اشكال اقليدسى محقّق شده به طريق حكايت باز نماييم ، هرچند زيادت مناسبتى به علم تاريخ ندارد ، امّا مقصود آنكه مطالعان را به سبب فسحت آن ممالك و بسطت وسعت با مسالك ربع مسكون معلوم گردد زمين مدوّر است مانند تدوير كرهء موضوع در جوف فلك چون زرده در بيضه ، و از جميع جوانب زمين نسيم مماس او و او جاذب آن ، و بواقى متولّدات مانند حجر مقناطيس كه آهن مىربايد ، و مردم بر او چون مور بر كوهى روند به سطح كرهء زمين به دايرهء مشرق و مغرب و دايرهء نصف النّهار كه هردو بر زاويهء قايمه متقاطع شوند به چهار قسم متساوى منقسم مىگردد ؛ ربع شمالى مشرق و ربع شمالى مغرب ، و ربع جنوبى مشرق و ربع جنوبى مغرب . و از اين چهار ارباع ، ربع شمالى مشرقى مسكون و معمور است و مشتمل بر اقاليم سبعه ؛ و از اين ربع مسكون هرآنچه توغلّى دارد به طرف شمال از غايت سرماى مفرط ، قرارگاه حيوان نمىتواند بود ؛ و آنچه تعلّق به [ طرف ] جنوب گرفته از فرط حرارت مفرط محرق همين سبيل دارد ؛ و مساحت بسطهء برّ و بحر صد و سى و دو هزار هزار و چهارصد و شانزده هزار و چهارصد ميل است ؛ و مساحت معمورهء آن هشت هزار هزار و صد و چهل و سه هزار و سيصد و بيست فرسنگ ، [ است ] كه بيست و چهار هزار هزار و چهارصد و بيست و نه هزار و نهصد و شصت ميل باشد ، و نود و هفت هزار هزار هزار و هفصد و